خاطراتم

۴ مطلب با موضوع «شاد» ثبت شده است

روزای خوب

بگذریم از این روزای سخت و تلخ که پیش میره روزای خوبم هست .

دانشگاه با تموم چرتیش و وقت تلفیش خوش میگذره .خدارو شکر بچه های کلاس بچه های خوبی هستن البته به جز چند نفر که دچار غرور کاذب هستن .

دیروز تو سرویس مردیم ار بس خندیدیم . بحث سره سوغاتی شهرمون بود . فاطمه نرکوندمون با حرفاش . حال خوبی بود تو سرویس . انگار خیلی وقته همو میسشناسیم .

+عاشق روزای 4 شنبم که از ساعت 8 صب تا 6 غروب کلاس دارم . خسته و کوفته میشینی رو صندلی های اخر اتوبوس و نیم ساعت تاریکی شب و چراغ های شهر رو میبینی . خستگیت در میره به کل .

+از همون روز اول اکیپمون ساخنه شذ . هممون هم شهری هستیم و تنها بومی های شهرمون تو کلاس البته یه پسرم هست . از همه ی اکیپ خوشم میاد به جز نازنین .

بذ نیست فقط ما حکم شب و روز رو داریم و تنها وجه اشتراکمون نماز خوندنمونه .

+یکی از پسرای کلاس بد رو مخمه ( آقای نماینده ) 

+همه ی اساتید عالین . تنها مشکلم با لشگریان که خیلی سختگیر و ترسناکه و ازش میترسم . عاشششق استاد روانشناسیمم آقای بگیان .

+دوست داشتم دوستای صمیمیمم بودن پیشم ولی ارزو نمیکنم براشون که سال دیگه پیشم باشم دوست دارم که پزشکی قبول بشن .

هرروز از سر کوچه ی زیزی رد میشم هی دوست دارم بش سر بزنم .

هیچی جای دوستای قدیمیرو نمیگیره . با این اتفاقای این روزا کلن برام سخته راحت به بقیه اعتماد کنم برا همین انچنان به ادمای جدید اطرافم اعتماد نمیکنم .

+بالاخره مشکلم با مهدویرو حل کردم 

  • ۰ نظر
    • مسافر راه شیری
    • جمعه ۲۱ مهر ۹۶

    دوست خوب

    شاید یکی از بزرگترین خوش شانسیام و البته لطفای خدا داشتن دوستای خوب بود .

    دوستایی که منو ادم بهتری کردن . بدیامو گفتن ولی نه اینکه خوردم کنن بلکه برای اینکه بهتر شم . تو سختیا کنارم بودن و هروقت نیاز بشون داشتم بودن .

    باعث شدن جاهای خوبی برم و کارای خوبی کنم .

    خیلی خوبه وقتی خسته ای یه نفر هولت بده جلو تا انجامش بدی .

    تو خیلی از اولین کارای خوبم بودن . اولین نماز جمعم ، اولین دعای عرفه ی زندگیم ، اولین کتاب خونیه دسته جمعی و ... 

    روز عرفه خیلی خوب بود . با زیزی و حانی همیشه خوش میگذره .

    +باشگاه رفتن خیلی حال میده 😆

  • ۱ نظر
    • مسافر راه شیری
    • يكشنبه ۱۲ شهریور ۹۶

    حانی

    خیلی تحت تاثیر ویسی که تو گروه فرستاد قرار گرفتم .

    صداش خیلی محکم بود و حس خوب منو پر کرد .

  • ۰ نظر
    • مسافر راه شیری
    • دوشنبه ۱۶ مرداد ۹۶

    من و رتبه ی کنکورم

    من وقتی رتبمو دیدم 

  • ۱ نظر
    • مسافر راه شیری
    • يكشنبه ۱۵ مرداد ۹۶